الهی من بمیرم جایِ مادر
آدم پیر میشود ،،،وقتی مادر را صــــــــــــــــــــــــــــــدا می زند و...جوابــــــــــــــــــــــی نمی شنود.... الهی من بمیرم جایِ مادر به چشمانم بمالم پایِ مادر بیاد لای لایِ بچگی ها منم با هی هیِ هیهای مادر بیاد زحمتِ بسیارِ بابا ببوسم دستِ بی همتای مادر اگر مادر به شب خُرخُر نماید فدای خُرخُرِ شبهایِ مادر بگردم دور مادر تا بگردم فدایِ صورتِ زیبایِ ماد ر(شعر غلامعلی اکبرنژاد) یادش بخیر ماهان جانم، خودم را میگویم و مادرم را و خاطرات کودکیم را،،عجب روزهایی داشتم روزهایی ، ،بدون دغدغه،،بدون دلواپسی،،بدون اظطراب،،پر از شادی و احساس...چون مادری داشتم که به اندازه کوهه...
نویسنده :
مامانی نازگلا
11:01







